پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۳۱

در دیده دلم خیال رویش می‌بست

دلبر به کرشمه گفت زان نرگس مست

خوش باش که کام تو برآرم روزی

بخشیدن مست اگر بود دست به دست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۳از درد بمردیم دوایی بفرست
  2. شمارهٔ ۳۴چون چشم تو نرگسی ندیدم سرمست
  3. شمارهٔ ۳۵نقش رخ خوب تو خیال انگیزست
  4. شمارهٔ ۳۶از جور زمانه بر دلم بار بسیست
  5. شمارهٔ ۳۷ای دل ستم از یار جفاپیشه بسیست
  6. شمارهٔ ۳۸در زلف کجت خسته دلی بسته دلست
  7. شمارهٔ ۳۹از شام سر زلف تو صبحم شام است
  8. شمارهٔ ۴۰ما را ز جهان وصل نگاری کام است
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.