پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۱۰

یارب به درت شب نیازست امشب

با دوست مرا نوبت رازست امشب

قلبست و خلاص خواهم از دل زان روی

در بوته عشق در گدازست امشب

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۲گلروی من از غرور در ورد آویخت
  2. شمارهٔ ۱۳برخیز و به باغ آی که گل در جوش است
  3. شمارهٔ ۱۴امروز به بستان چو گل اندر جوش است
  4. شمارهٔ ۱۵ای دل گل روی یار دیدن چه خوش است
  5. شمارهٔ ۱۶رفتم به چمن که گل به جوش آمده است
  6. شمارهٔ ۱۷صبحی به چمن سوسن آزاد بخاست
  7. شمارهٔ ۱۸از روشنی روی تو مه در کم و کاست
  8. شمارهٔ ۱۹مسکین دل من که بوته تیر بلاست
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.