پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۱۹

مسکین دل من که بوته تیر بلاست

زنهار مزن ز غم بر او کاین نه رواست

تا چند بلا و ستم چرخ کشد

آری چه کنم چون همه تقدیر خداست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۱دل دیده به دولت وصالت بسته‌ست
  2. شمارهٔ ۲۲تدبیر و صواب از دل خوش باید جست
  3. شمارهٔ ۲۳جان داده‌ام و به نزد جانان هیچست
  4. شمارهٔ ۲۴اندر خور همّتم جهانی هیچست
  5. شمارهٔ ۲۵بی یاد تو گر دمی زنم بر باد ست
  6. شمارهٔ ۲۶ما را غم عشق تو به جان آورده‌ست
  7. شمارهٔ ۲۷تا روی چو گل به بوستان آورده‌ست
  8. شمارهٔ ۲۸هستم من سرگشته به عشقت سرمست
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.