پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۱۵

ای دل گل روی یار دیدن چه خوش است

وز لعل لبانش بوسه چیدن چه خوش است

یک لحظه وصال او به بازار غمش

دل کرده فدا به جان خریدن چه خوش است

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۷صبحی به چمن سوسن آزاد بخاست
  2. شمارهٔ ۱۸از روشنی روی تو مه در کم و کاست
  3. شمارهٔ ۱۹مسکین دل من که بوته تیر بلاست
  4. شمارهٔ ۲۰چرخ از حسد رایِ بلندم پستست
  5. شمارهٔ ۲۱دل دیده به دولت وصالت بسته‌ست
  6. شمارهٔ ۲۲تدبیر و صواب از دل خوش باید جست
  7. شمارهٔ ۲۳جان داده‌ام و به نزد جانان هیچست
  8. شمارهٔ ۲۴اندر خور همّتم جهانی هیچست
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.