پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

رباعیات

۳۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ چشمم به کرشمه دوش با جانان گفت
  2. شمارهٔ ۶۲ در بندگیت طاقم و با درد تو جفت
  3. شمارهٔ ۶۳ دردیست مرا نهان نمی‌یارم گفت
  4. شمارهٔ ۶۴ در دیده خیال روی تو جا بگرفت
  5. شمارهٔ ۶۵ مرغ دل من هوای یاری نگرفت
  6. شمارهٔ ۶۶ هرگز دل من بی تو قراری نگرفت
  7. شمارهٔ ۶۷ یارب نظری کن به جهان از کرمت
  8. شمارهٔ ۶۸ شب تا به سحر میان خونم ز غمت
  9. شمارهٔ ۶۹ زین بیش روا مدار بر من ستمت
  10. شمارهٔ ۷۰ جز وصل تواَم هیچ نمی‌باید هیچ
  11. شمارهٔ ۷۱ درد دل من لعل تو درمانش باد
  12. شمارهٔ ۷۲ بر خاطرت از خاک رهی گرد مباد
  13. شمارهٔ ۷۳ ما را غم عشق روی تو رای افتاد
  14. شمارهٔ ۷۴ دیدم صنمی به قد، چو سروِ آزاد
  15. شمارهٔ ۷۵ آن کیست که او از لب جانان طلبد
  16. شمارهٔ ۷۶ مسکین دل من چو وصل جانان طلبد
  17. شمارهٔ ۷۷ یک بوسه دلم ز لعل جانان طلبد
  18. شمارهٔ ۷۸ با درد تو دل چگونه درمان طلبد
  19. شمارهٔ ۷۹ بربود دل از من صنمی سیمین خد
  20. شمارهٔ ۸۰ دل بس نکند ز دوست تا سر دارد
  21. شمارهٔ ۸۱ سرو قد تو هزار دستان دارد
  22. شمارهٔ ۸۲ زلفت چو بنفشه پیچ و تابی دارد
  23. شمارهٔ ۸۳ لعل لبت ای دوست زلالی دارد
  24. شمارهٔ ۸۴ ابروی کجت شکل هلالی دارد
  25. شمارهٔ ۸۵ دل با سر زلفین تو حالی دارد
  26. شمارهٔ ۸۶ مرغ دل سرگشته هوایی دارد
  27. شمارهٔ ۸۷ رخ را ز من خسته نهان می‌دارد
  28. شمارهٔ ۸۸ در هجر خودم نعره زنان می‌دارد
  29. شمارهٔ ۸۹ ما را غم هجرت نگران می‌دارد
  30. شمارهٔ ۹۰ ما را غم عشق تو زبون می‌دارد
  31. شمارهٔ ۹۱ رنگ رخ تو از رخ گل رنگ ببُرد
  32. شمارهٔ ۹۲ کس عهد وفا چنانکه پروانهٔ خُرد
  33. شمارهٔ ۹۳ در باغ شدم سحر که از غایت درد
  34. شمارهٔ ۹۴ ای روی من از فراق تو چون گل زرد
  35. شمارهٔ ۹۵ گل می‌رود و وداع گل باید کرد
  36. شمارهٔ ۹۶ گفتم که جهان مگر وفا خواهد کرد
  37. شمارهٔ ۹۷ گل رفت وداع گل ز جان باید کرد
  38. شمارهٔ ۹۸ ای سرو چمن چیده ز بالای تو درد
  39. شمارهٔ ۹۹ عشق تو که در جهان همه بازی کرد
  40. شمارهٔ ۱۰۰ دستارچه گر بوی تو را برگیرد
  41. شمارهٔ ۱۰۱ گفتم که دلم همچو تو یاری گیرد
  42. شمارهٔ ۱۰۲ در باغ بدیدم صنمی سیمین خد
  43. شمارهٔ ۱۰۳ چشمت به کرشمه خون دلها ریزد
  44. شمارهٔ ۱۰۴ دل تنگ مشو که جان به جانان برسد
  45. شمارهٔ ۱۰۵ این درد مرا مگر دوایی برسد
  46. شمارهٔ ۱۰۶ آن دوست که آرام دل ما باشد
  47. شمارهٔ ۱۰۷ تا آرزوی روی نگارم باشد
  48. شمارهٔ ۱۰۸ تا کی دلم از هجر تو پر خون باشد
  49. شمارهٔ ۱۰۹ بیچاره دلم زبون گردون باشد
  50. شمارهٔ ۱۱۰ چون چشم خوشت مست و خرابی باشد
  51. شمارهٔ ۱۱۱ با دل گفتم اگر مجالی باشد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ چشمت به کرشمه بین که جان می‌بخشد
  53. شمارهٔ ۱۱۳ تا سرو قدش ز چشم ما پنهان شد
  54. شمارهٔ ۱۱۴ خورشید رخ تو را ز جان خواسته شد
  55. شمارهٔ ۱۱۵ چون ماه رخش تمام پیراسته شد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ تا شاهد حسن گل به بازار آمد
  57. شمارهٔ ۱۱۷ از لطف خدا حسن تو آراسته‌اند
  58. شمارهٔ ۱۱۸ ای چرخ فلک به خیرگی دیده مبند
  59. شمارهٔ ۱۱۹ ای همّت من درخور بالات بلند
  60. شمارهٔ ۱۲۰ دل داد به دست باد پیغامی چند

متن اشعار به نقل از گنجور.