پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۹۳

در باغ شدم سحر که از غایت درد

می‌گفت به خنده سرخ گل با گل زرد

بلبل ز فراق روی من نالانست

از درد بگو روی تو را زرد که کرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۹۵گل می‌رود و وداع گل باید کرد
  2. شمارهٔ ۹۶گفتم که جهان مگر وفا خواهد کرد
  3. شمارهٔ ۹۷گل رفت وداع گل ز جان باید کرد
  4. شمارهٔ ۹۸ای سرو چمن چیده ز بالای تو درد
  5. شمارهٔ ۹۹عشق تو که در جهان همه بازی کرد
  6. شمارهٔ ۱۰۰دستارچه گر بوی تو را برگیرد
  7. شمارهٔ ۱۰۱گفتم که دلم همچو تو یاری گیرد
  8. شمارهٔ ۱۰۲در باغ بدیدم صنمی سیمین خد
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.