پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۱۰۲

در باغ بدیدم صنمی سیمین خد

کز غایت حسن طعنه بر گل می‌زد

گفتم بگذار تا ببوسم پایت

گفتا نتوان ز دست هم‌صحبت بد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴دل تنگ مشو که جان به جانان برسد
  2. شمارهٔ ۱۰۵این درد مرا مگر دوایی برسد
  3. شمارهٔ ۱۰۶آن دوست که آرام دل ما باشد
  4. شمارهٔ ۱۰۷تا آرزوی روی نگارم باشد
  5. شمارهٔ ۱۰۸تا کی دلم از هجر تو پر خون باشد
  6. شمارهٔ ۱۰۹بیچاره دلم زبون گردون باشد
  7. شمارهٔ ۱۱۰چون چشم خوشت مست و خرابی باشد
  8. شمارهٔ ۱۱۱با دل گفتم اگر مجالی باشد
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.