پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۱۰۹

بیچاره دلم زبون گردون باشد

دایم ز غم زمانه پر خون باشد

روز و شب از اندوه فلک می‌گرید

تا عاقبت کار جهان چون باشد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱با دل گفتم اگر مجالی باشد
  2. شمارهٔ ۱۱۲چشمت به کرشمه بین که جان می‌بخشد
  3. شمارهٔ ۱۱۳تا سرو قدش ز چشم ما پنهان شد
  4. شمارهٔ ۱۱۴خورشید رخ تو را ز جان خواسته شد
  5. شمارهٔ ۱۱۵چون ماه رخش تمام پیراسته شد
  6. شمارهٔ ۱۱۶تا شاهد حسن گل به بازار آمد
  7. شمارهٔ ۱۱۷از لطف خدا حسن تو آراسته‌اند
  8. شمارهٔ ۱۱۸ای چرخ فلک به خیرگی دیده مبند
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.