جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰۴
دل تنگ مشو که جان به جانان برسد
و این درد مرا نوبت درمان برسد
امید ز روز وصل بر نتوان داشت
باشد که شب هجر به پایان برسد
جهان ملک خاتون
دل تنگ مشو که جان به جانان برسد
و این درد مرا نوبت درمان برسد
امید ز روز وصل بر نتوان داشت
باشد که شب هجر به پایان برسد
دربارهی جهان ملک خاتونجَهانْمَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیانگذار فرمانروایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری میزیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او همدوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.