پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۱۰۴

دل تنگ مشو که جان به جانان برسد

و این درد مرا نوبت درمان برسد

امید ز روز وصل بر نتوان داشت

باشد که شب هجر به پایان برسد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶آن دوست که آرام دل ما باشد
  2. شمارهٔ ۱۰۷تا آرزوی روی نگارم باشد
  3. شمارهٔ ۱۰۸تا کی دلم از هجر تو پر خون باشد
  4. شمارهٔ ۱۰۹بیچاره دلم زبون گردون باشد
  5. شمارهٔ ۱۱۰چون چشم خوشت مست و خرابی باشد
  6. شمارهٔ ۱۱۱با دل گفتم اگر مجالی باشد
  7. شمارهٔ ۱۱۲چشمت به کرشمه بین که جان می‌بخشد
  8. شمارهٔ ۱۱۳تا سرو قدش ز چشم ما پنهان شد
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.