پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۸۸

در هجر خودم نعره زنان می‌دارد

خوناب ز دیده‌ام روان می‌دارد

جانا نه گناه این دل سنگین است

بخت بد من مرا بدین می‌دارد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۹۰ما را غم عشق تو زبون می‌دارد
  2. شمارهٔ ۹۱رنگ رخ تو از رخ گل رنگ ببُرد
  3. شمارهٔ ۹۲کس عهد وفا چنانکه پروانهٔ خُرد
  4. شمارهٔ ۹۳در باغ شدم سحر که از غایت درد
  5. شمارهٔ ۹۴ای روی من از فراق تو چون گل زرد
  6. شمارهٔ ۹۵گل می‌رود و وداع گل باید کرد
  7. شمارهٔ ۹۶گفتم که جهان مگر وفا خواهد کرد
  8. شمارهٔ ۹۷گل رفت وداع گل ز جان باید کرد
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.