پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۲۰۳

در باغ رخ تو گل به بار است مدام

و آن نرگس مست پر خمارست مدام

این تازه گل طبع من از جور فلک

دریاب که هم صحبت خارست مدام

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵دل را به سر زلف تو آویخته‌ام
  2. شمارهٔ ۲۰۶چون شمع به هجران رخت سوخته‌ام
  3. شمارهٔ ۲۰۷بیمارم و کس نیست که آبی دهدم
  4. شمارهٔ ۲۰۸بر یاد لبت شبی به روز آوردم
  5. شمارهٔ ۲۰۹از روی چو خورشید تو مهجور شدم
  6. شمارهٔ ۲۱۰بس زهر که از دست غمت نوشیدم
  7. شمارهٔ ۲۱۱ای بر دل و جان ز هجر او صد بارم
  8. شمارهٔ ۲۱۲شبهای دراز بیشتر بیدارم
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.