پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۱۸۳

گفتم که چو ابرویت که دیده‌ست هلال

گفتا که چنین در شب عیدست هلال

گفتم دو هلال در مهی بس عجبست

گفتا به دو هفته مه بعیدست هلال

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵گل گفت به خنده صبحدم با بلبل
  2. شمارهٔ ۱۸۶از عکس رخ تو گل و گلزار خجل
  3. شمارهٔ ۱۸۷در صبح رخ دوست نیاز آرد دل
  4. شمارهٔ ۱۸۸با غصّه روزگار می‌ساز ای دل
  5. شمارهٔ ۱۸۹تا کی به غم زمانه سازیم ای دل
  6. شمارهٔ ۱۹۰هرچند که تو دشمن جانی ای دل
  7. شمارهٔ ۱۹۱زنهار بکوش تا توانی ای دل
  8. شمارهٔ ۱۹۲در صبحدمی که خوش سراید بلبل
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.