پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۱۸۴

پا بسته ابروت شدم همچو هلال

در دیده نشد هنوز آن حسن و جمال

تا چند به نوک غمزه خونم ریزی

ای دوست که کرد خون ما بر تو حلال

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶از عکس رخ تو گل و گلزار خجل
  2. شمارهٔ ۱۸۷در صبح رخ دوست نیاز آرد دل
  3. شمارهٔ ۱۸۸با غصّه روزگار می‌ساز ای دل
  4. شمارهٔ ۱۸۹تا کی به غم زمانه سازیم ای دل
  5. شمارهٔ ۱۹۰هرچند که تو دشمن جانی ای دل
  6. شمارهٔ ۱۹۱زنهار بکوش تا توانی ای دل
  7. شمارهٔ ۱۹۲در صبحدمی که خوش سراید بلبل
  8. شمارهٔ ۱۹۳ای جان و جهان کرده من اندر سر دل
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.