فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۱ در روی زمین یک سر پر شور نمانده است
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۲ از مرگ به ما نیم نفس بیش نمانده است
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۳ زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۴ رخسار تو روز سیه ریش ندیده است
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۵ از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۶ با طره او مشک ختا دود کبابی است
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۷ هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۸ تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۹ صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۰ آن نرگس بیمار، عجب هوش ربایی است
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۱ هر نخل مصیبت علم راهنمایی است
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۲ بی روی تو چشم از همه خوبان نتوان بست
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۳ در عالم بالاست تماشایی اگر هست
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۴ در هر جگری شوری ازین گرم نفس هست
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۵ بی دادرس آن کس که فغان چون جرسش هست
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۶ خام است شرابی که در او غلغله ای هست
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۷ در نقطه خاک است نهان، گر خبری هست
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۸ در زیر فلک نیست اگر همنفسی هست
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۹ هر خال ترا زیر نگین ملک جمی هست
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۰ با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۱ دلبستگی خلق به عمر گذران چیست؟
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۲ خورشید نقاب رخ چون یاسمن کیست؟
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۳ گر دل نکشد دست ز زلف تو عجب نیست
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۴ در دیده بی شرم و حیا نور ادب نیست
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۵ چون سرو به غیر از کف افسوس برم نیست
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۶ آن را که بود تیغ زبان بی لب نان نیست
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۷ لب بسته ما بیخبر از راز جهان نیست
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۸ منظور من آن موی میان است و میان نیست
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۹ بوی سر زلف تو به شیدایی من نیست
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۰ در موج پریشانی ما فاصله ای نیست
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۱ در معرکه عشق ز جرأت خبری نیست
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۲ زین نقطه بود گردش پرگار فلکها
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۳ از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشت
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۴ در ظاهر اگر پشت به من همچو کمان داشت
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۵ رگ در تنت از پاکی گوهر نتوان یافت
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۶ در خاک وطن چند توان ره به عصا رفت؟
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ ایام بهاران سبک از دیده ما رفت
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۸ افسوس که ایام شریف رمضان رفت
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۹ از ناخن دخل آنچه به رخسار سخن رفت
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۰ ای زلف تو شیرازه دیوان قیامت
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۱ قد تو کجا و قد رعنای قیامت
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۲ ای هر دو جهان خاک ره سرو روانت
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۳ چرخ در تاب از تحمل ماست
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۴ این چه خط است و این چه رخسارست
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۵ در وطن جوهر سخن خوارست
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۶ تا سپهر کبود سیارست
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۷ سبزه جوی شهد، نیشترست
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۸ دولت روزگار درگذرست
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۹ سر زهاد خشک بی شورست
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۰ در دل هر که ذوق شبگیرست
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۱ می گلرنگ خونی رازست
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۲ ظلم فریادی از ضعیفان است
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۳ عشق سلطان و عقل دهقان است
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۴ سفر اهل شوق در وطن است
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۵ صدق، روشنگر ضمیر من است
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۶ مژه ام جلوه گاه پروین است
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۷ به که بر خود نبندد از دربان
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۸ تا به دل تخم عشق کشته شده است
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ لطف و قهر زمانه هر دو یکی است
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۰ آب خضر و می شبانه یکی است
متن اشعار به نقل از گنجور.