پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۱۱

می گلرنگ خونی رازست

لب ساغر خموش غمازست

دهن شیشه مغرب عقل است

لب پیمانه مشرق رازست

یک الف وار نیست گوشه امن

صفحه خاک، سینه بازست

عقل با عشق مشتبه نشود

ذره از آفتاب ممتازست

بلبل بوستان شوق ترا

شکن دام، بال پروازست

طور آخر گل از تجلی چید

کار افتادگان خداسازست

دل صائب ز شوق آب شده است

تشنه خاک پاک شیرازست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۱۳عشق سلطان و عقل دهقان است
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۱۴سفر اهل شوق در وطن است
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱۵صدق، روشنگر ضمیر من است
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۱۶مژه ام جلوه گاه پروین است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۱۷به که بر خود نبندد از دربان
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱۸تا به دل تخم عشق کشته شده است
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۱۹لطف و قهر زمانه هر دو یکی است
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۲۰آب خضر و می شبانه یکی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.