پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۱۰

در دل هر که ذوق شبگیرست

خنده صبح، خنده شیرست

غم به بیگانگان نیاویزد

سگ این بوم، آشناگیرست

دل ز بیداد روشنی گیرد

شمع این خانه، برق شمشیرست

طفل ما خون خود چرا نخورد؟

دایه روزگار کم شیرست

خط او پیش خود گرفتارست

سبزه از موج خود به زنجیرست

بر جوانی چه اعتماد، که صبح

تا نفس راست می کند پیرست

زور بازوی پنجه تدبیر

خس و خاشاک سیل تقدیرست

نیست دیوانه گر سپهر، چرا

دایم از کهکشان به زنجیرست؟

بر دم تیغ می زند خود را

صائب از بس ز جان خود سیرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۱۲ظلم فریادی از ضعیفان است
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۱۳عشق سلطان و عقل دهقان است
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱۴سفر اهل شوق در وطن است
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۱۵صدق، روشنگر ضمیر من است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۱۶مژه ام جلوه گاه پروین است
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱۷به که بر خود نبندد از دربان
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۱۸تا به دل تخم عشق کشته شده است
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱۹لطف و قهر زمانه هر دو یکی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.