پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷۶

خام است شرابی که در او غلغله ای هست

پوچ است زمینی که در او زلزله ای هست

گل می شکفد از مژه خار مغیلان

تا در قدم گرمروان آبله ای هست

با گل همه شب دست و گریبان وصال است

چون خار کسی را که زبان گله ای هست

چون معنی بیتیم یکی، از ره معنی

در صورت اگر ما و ترا فاصله ای هست

ارباب جنون را ز کشاکش خبری نیست

در گردن عقل است اگر سلسله ای هست

همره چه ضرورست، که از سنگ ملامت

در هر قدم راه جنون قافله ای هست

صائب برد از صحبت گل فیض چو بلبل

آن را که درین باغ زبان گله ای هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۷۸در زیر فلک نیست اگر همنفسی هست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۷۹هر خال ترا زیر نگین ملک جمی هست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸۰با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۸۱دلبستگی خلق به عمر گذران چیست؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۸۲خورشید نقاب رخ چون یاسمن کیست؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۸۳گر دل نکشد دست ز زلف تو عجب نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۸۴در دیده بی شرم و حیا نور ادب نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۸۵چون سرو به غیر از کف افسوس برم نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.