پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸۵

چون سرو به غیر از کف افسوس برم نیست

از توشه به جز دامن خود بر کمرم نیست

بال و پر من چون شرر از سوختگان است

هر جا نبود سوخته ای بال و پرم نیست

چون تیغ، مرا سختی ایام فسان است

هر سنگ، کم از دست نوازش به سرم نیست

چون سیل درین دامن صحرای غریبی

غیر از کشش بحر دگر راهبرم نیست

از فرد روان خجلت صد قافله دارم

هر چند به جز درد طلب همسفرم نیست

چون آینه و آب نیم تشنه هر عکس

نقشی که ز دل محو شود در نظرم نیست

هر کس که مرا دید چو من سوخته دل شد

داغی که نسوزد جگری بر جگرم نیست

چون غنچه تصویر، دلم جمع ز تنگی است

امید گشایش ز نسیم سحرم نیست

از دست عنان داده تر از موج سرابم

هر چند که از منزل و مقصد خبرم نیست

زندان فراموشی من رخنه ندارد

در مصرم و هرگز ز عزیزان خبرم نیست

صائب همه کس می برد از شعر ترم فیض

استادگی بخل در آب گهرم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۸۷لب بسته ما بیخبر از راز جهان نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۸۸منظور من آن موی میان است و میان نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸۹بوی سر زلف تو به شیدایی من نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۹۰در موج پریشانی ما فاصله ای نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۹۱در معرکه عشق ز جرأت خبری نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹۲زین نقطه بود گردش پرگار فلکها
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۹۳از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹۴در ظاهر اگر پشت به من همچو کمان داشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.