پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸۶

آن را که بود تیغ زبان بی لب نان نیست

روزی ز دل خود بود آن را که دهان نیست

محتاج به دریا نبود گوهر سیراب

در ملک قناعت دل و چشم نگران نیست

بر درد کشان ظلمت ایام بود صاف

بر خاطر ما ابر شب جمعه گران نیست

این پخته نمایان همه خامند سراسر

یک داغ جگرسوز درین لاله ستان نیست

دل را تهی از شکوه به گفتار توان کرد

بسیار بود حرف کسی را که زبان نیست

از قرب کجان، راست برآرد به ستم دست

از تیرچه اندیشه، چو در بحر کمان نیست؟

امید خراج از عدم آباد، فضولی است

ما را طمع بوسه ازان غنچه دهان نیست

نگذاشت نفس رات کنم عمر سبکسیر

آرام درین قافله چون ریگ روان نیست

کوتاه نظر عاقبت اندیش نباشد

تیری که هوایی است مقید به نشان نیست

یکرنگ بود سال و مه کوی خرابات

اینجا شب آدینه و روز رمضان نیست

کفاره تقصیر بود خواب پریشان

ما را گله ای صائب از اوضاع جهان نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۸۸منظور من آن موی میان است و میان نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۸۹بوی سر زلف تو به شیدایی من نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۹۰در موج پریشانی ما فاصله ای نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۹۱در معرکه عشق ز جرأت خبری نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۹۲زین نقطه بود گردش پرگار فلکها
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹۳از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۹۴در ظاهر اگر پشت به من همچو کمان داشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹۵رگ در تنت از پاکی گوهر نتوان یافت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.