پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۹۰

در موج پریشانی ما فاصله ای نیست

امروز به جمعیت ما سلسله ای نیست

فریاد که اسباب گرفتاری ما را

چون حلقه زنجیر ز هم فاصله ای نیست

بی دیده بینا چه گل از خار توان چید؟

رحم است به پایی که در او آبله ای نیست

موقوف به وقت است سماع دل عارف

هر روز در اجزای زمین زلزله ای نیست

از ظرف حریفان نتوان سر به در آورد

در بزم شرابی که تنک حوصله ای نیست

بوی گل و باد سحری بر سر راهند

گر می روی از خود، به ازین قافله ای نیست

صائب ز سر زلف سخن دست ندارد

هر چند به جز گوشه ابرو صله ای نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۹۲زین نقطه بود گردش پرگار فلکها
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۹۳از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۹۴در ظاهر اگر پشت به من همچو کمان داشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۹۵رگ در تنت از پاکی گوهر نتوان یافت
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۹۶در خاک وطن چند توان ره به عصا رفت؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ایام بهاران سبک از دیده ما رفت
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۹۸افسوس که ایام شریف رمضان رفت
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹۹از ناخن دخل آنچه به رخسار سخن رفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.