پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۹۲

زین نقطه بود گردش پرگار فلکها

هر چند که ما را ز سویدا خبری نیست

این خواب پریشان گل پوشیدن چشم است

بیدار دلان را ز تمنا خبری نیست

در عالم باطن نرسد زاهد بی مغز

کف را ز نهانخانه دریا خبری نیست

در گوشه دلتنگی ما گوشه نشینان

از جبهه واکرده صحرا خبری نیست

آسوده بود سرو ز بیطاقتی آب

این سر به هوا را ز ته پا خبری نیست

از نافه خبر آهوی رم کرده ندارد

وحشت زده را از دل شیدا خبری نیست

صائب نکند آه اثر در دل سنگین

از سوز شرر در دل خارا خبری نیست

در چشم و دل پاک ز دنیا خبری نیست

در عالم حیرت ز تماشا خبری نیست

کوته نظری پرده بینایی روح است

در دیده سوزن ز مسیحا خبری نیست

در جان هوسناک زلیخاست عروسی

در خلوت یوسف ز زلیخا خبری نیست

قاف عدم آوازه تراش است، وگرنه

در عالم ایجاد ز عنقا خبری نیست

تن بیخبرست از دل پرشور، که خم را

از جوش نشاط می حمرا خبری نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۹۴در ظاهر اگر پشت به من همچو کمان داشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۹۵رگ در تنت از پاکی گوهر نتوان یافت
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۹۶در خاک وطن چند توان ره به عصا رفت؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ایام بهاران سبک از دیده ما رفت
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۹۸افسوس که ایام شریف رمضان رفت
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹۹از ناخن دخل آنچه به رخسار سخن رفت
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۰۰ای زلف تو شیرازه دیوان قیامت
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۰۱قد تو کجا و قد رعنای قیامت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.