پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰۰

ای زلف تو شیرازه دیوان قیامت

هم سلسله، هم سلسله جنبان قیامت

خاموشی و گفتار دهان تو دهد یاد

از بست و گشاد در دکان قیامت

چشم تو سیه خانه صحرای تجلی

خال دهنت مهر نمکدان قیامت

مژگان صف آرای تو همدوش صف حشر

ابروی تو هم پله میزان قیامت

دامان قیامت بود آن زلف پریشان

روی تو چراغ ته دامان قیامت

مانند در گوش تو شده تازه و سیراب

از صبح بناگوش تو ایمان قیامت

وقت است که در دیده خفاش گریزد

از شرم تو خورشید درخشان قیامت

شد صبح قیامت ز لب لعل تو پرشور

می خواست نمکدان چنین خوان قیامت

چون جلوه کنی از دو جهان گرد برآید

بسته است به دامان تو دامان قیامت

رسوایی معشوق نه جرمی است که بخشند

عاشق نبرد شکوه به دیوان قیامت

از راه خطرناک تو ای کعبه امید

یک منزل کوتاه، بیابان قیامت

صائب چه گشایی گره از طره دلدار؟

نگشوده کسی فال ز دیوان قیامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۰۲ای هر دو جهان خاک ره سرو روانت
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۰۳چرخ در تاب از تحمل ماست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۰۴این چه خط است و این چه رخسارست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۰۵در وطن جوهر سخن خوارست
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۰۶تا سپهر کبود سیارست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۰۷سبزه جوی شهد، نیشترست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۰۸دولت روزگار درگذرست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۰۹سر زهاد خشک بی شورست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.