پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰۸

دولت روزگار درگذرست

پرتو آفتاب دربدرست

شمع بالین این گرانخوابان

بی بقا چون ستاره سحرست

گرچه دل می برد جدا هر یک

می و مهتاب، شیر با شکرست

روی خوش، لفظ و بوی خوش معنی است

معنی از لفظ دلپذیرترست

جام بی باده مرغ پرکنده است

بط می را شراب بال و پرست

قرب سیمین بران گدازنده است

رنج باریک رشته از گهرست

چشم بی اشک، ابر بی باران

دست بی جود، شاخ بی ثمرست

نخورد غم ز دوری منزل

رهروی را که توشه بر کمرست

دلش از می سیاهتر گردد

هر که چون لاله آتشین جگرست

بد درونند ظاهرآرایان

ابره ها پرده دار آسترست

هنر دیگران ندیدن، عیب

دیدن عیب خویشتن هنرست

کند آتش عیار زر روشن

محک خلق آدمی سفرست

تشنه آفت است مال بخیل

خون فاسد هلاک نیشترست

می کند ترک رنگ و بو صائب

همچو شبنم کسی که دیده ورست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۱۰در دل هر که ذوق شبگیرست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۱۱می گلرنگ خونی رازست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱۲ظلم فریادی از ضعیفان است
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۱۳عشق سلطان و عقل دهقان است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۱۴سفر اهل شوق در وطن است
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱۵صدق، روشنگر ضمیر من است
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۱۶مژه ام جلوه گاه پروین است
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱۷به که بر خود نبندد از دربان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.