پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰۷

سبزه جوی شهد، نیشترست

حقه سبز زهر، پرشکرست

چشم پوشیده پرده دار دل است

لب خامش نگاهبان سرست

زهر چشمش میان خندیدن

همچو بادام تلخ در شکرست

هر چه غیر از شراب، بار دل است

هر چه جز نغمه است دردسرست

موشکافی هنر نمی باشد

چشم از عیب دوختن هنرست

میوه ای نیست به ز آزادی

نتوان گفت سرو بی ثمرست

(حقه سر به مهر آبله ام

خونی صد کلید نیشترست)

(نگه سیر چشم غواصم

آبخوردم ز چشمه گهرست)

(در دیاری که ما ضعیفانیم

شعله راچشم همت از شررست)

(خنده صبح حشر با آن شور

شب ما را نمکچش سحرست)

از رگ ابر کلک من صائب

دامن روزگار پرگهرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۰۹سر زهاد خشک بی شورست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۱۰در دل هر که ذوق شبگیرست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱۱می گلرنگ خونی رازست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۱۲ظلم فریادی از ضعیفان است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۱۳عشق سلطان و عقل دهقان است
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱۴سفر اهل شوق در وطن است
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۱۵صدق، روشنگر ضمیر من است
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱۶مژه ام جلوه گاه پروین است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.