پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰۱

قد تو کجا و قد رعنای قیامت

این جامه بلندست به بالای قیامت

ای از مژه شوخ صف آرای قیامت

وز زلف دلاویز دو بالای قیامت

در دامن کهسار کم از خنده کبک است

در پله تمکین تو غوغای قیامت

هم جنتی از چهره و هم دوزخی از خوی

نقدست در ایام تو سودای قیامت

خورشید تو چون از افق زلف برآید

ریزد عرق شرم ز سیمای قیامت

از داغ بود گرمی هنگامه دلها

خورشید بود انجمن آرای قیامت

در سینه ما سوختگان نم نتوان یافت

بی آب بود دامن صحرای قیامت

از شرم گنه بس که کشیدم به زمین خط

مسطر زده شد دامن صحرای قیامت

در سایه کوه گنه ما ز بلندی

آسوده بود خلق ز گرمای قیامت

از سینه آتش نفسان دود برآید

چون خامه صائب کند انشای قیامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۰۳چرخ در تاب از تحمل ماست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۰۴این چه خط است و این چه رخسارست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۰۵در وطن جوهر سخن خوارست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۰۶تا سپهر کبود سیارست
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۰۷سبزه جوی شهد، نیشترست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۰۸دولت روزگار درگذرست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۰۹سر زهاد خشک بی شورست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱۰در دل هر که ذوق شبگیرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.