پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸۴

در دیده بی شرم و حیا نور ادب نیست

بی رویی از آیینه بی پشت، عجب نیست

غیر از نگه دور، چو خار سر دیوار

از گلشن حسن تو مرا برگ طرب نیست

از فکر خط و خال تو بیرون نرود دل

گنجینه این راز به غیر از دل شب نیست

در مشرب دیوانه من، سنگ ملامت

در چاشنی فیض کم از هیچ رطب نیست

صائب اگرت هست سر گوشه نشینی

چون خال، ترا جا به ازان گوشه لب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۸۶آن را که بود تیغ زبان بی لب نان نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۸۷لب بسته ما بیخبر از راز جهان نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸۸منظور من آن موی میان است و میان نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۸۹بوی سر زلف تو به شیدایی من نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۹۰در موج پریشانی ما فاصله ای نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹۱در معرکه عشق ز جرأت خبری نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۹۲زین نقطه بود گردش پرگار فلکها
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹۳از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.