پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷۷

در نقطه خاک است نهان، گر خبری هست

در پرده این گرد یتیمی گهری هست

ابلیس ز آدم قد افراخته ای دید

غافل که درین پای علم، تاجوری هست

جز رخنه دل نیست، اگر راه شناسی

گرزان که درین خانه تاریک، دری هست

در هر شرری دوزخ نقدی است مهیا

ایمن نتوان شد، ز خودی تا اثری هست

پرگار ترا نقطه بود گوهر مقصود

در خویش چو گرداب ترا تا سفری هست

هر موج خطرناک، کلید در فیضی است

زین بحر منه پای برون، تا خطری هست

چون نخل برومند ز خود رزق ندارم

بهر دگران است مرا گر ثمری هست

زینسان که منم محو حضور قفس و دام

صیاد چه داند که مرا بال و پری هست؟

صد چشم بد از قطره شبنم به کمین است

آن را که درین باغ چو گل مشت زری هست

در کوفتن آهن سردست گشادش

در سینه هر سنگ که پنهان شرری هست

بر طوطی ما شکر اگر کار کند تنگ

چون خوش سخنی، طوطی ما را شکری هست

گر سنگ ببارد، نتوان قطع طمع کرد

صائب ز نهالی که امید ثمری هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۷۹هر خال ترا زیر نگین ملک جمی هست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۸۰با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸۱دلبستگی خلق به عمر گذران چیست؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۸۲خورشید نقاب رخ چون یاسمن کیست؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۸۳گر دل نکشد دست ز زلف تو عجب نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۸۴در دیده بی شرم و حیا نور ادب نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۸۵چون سرو به غیر از کف افسوس برم نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۸۶آن را که بود تیغ زبان بی لب نان نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.