پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷۸

در زیر فلک نیست اگر همنفسی هست

در پرده غیب است اگر دادرسی هست

بیرون چه کشی دلو تهی از چه کنعان؟

غافل مشو از یاد خدا تا نفسی هست

زخمی است که الماس در او ریشه دوانده است

تا در دل مجروح، هوا و هوسی هست

زنهار چو صید حرم از کوی خرابات

مگذار برون پای طلب تا عسسی هست

بر مرغ گرفتار، فضای قفس تنگ

گلزار بهشت است اگر هم قفسی هست

بر سیل سبکسیر شود خار پر و بال

سهل است اگر در ره ما خار و خسی هست

در ترک تمنا بود آسودگی دل

تلخ است شکر خواب به هر جا مگسی هست

بی جذبه محال است ز دل ناله برآید

فریاد، دلیل است که فریادرسی هست

چون مهلت اوراق خزان دیده دو روزی است

در قافله عمر اگر پیش و پسی هست

این است که گاهی به دعا یاد نمایند

از مستمعان صائب اگر ملتمسی هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۸۰با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۸۱دلبستگی خلق به عمر گذران چیست؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸۲خورشید نقاب رخ چون یاسمن کیست؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۸۳گر دل نکشد دست ز زلف تو عجب نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۸۴در دیده بی شرم و حیا نور ادب نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۸۵چون سرو به غیر از کف افسوس برم نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۸۶آن را که بود تیغ زبان بی لب نان نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۸۷لب بسته ما بیخبر از راز جهان نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.