پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۶۵

از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است

این سیل سبکسیر به هر کوچه دویده است

ای غنچه خندان به حیا باش که شبنم

آواز شکر خنده گل را نشنیده است

در بردن دل اینهمه تعجیل چه لازم؟

این طور زلیخا پی یوسف ندویده است

در صاف خموشی نبود درد ندامت

دندان تأسف لب ساغر نگزیده است

صائب نفس مشک فشان تو مکرر

از مغز غزالان ختن عطسه کشیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶۷هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۶۸تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶۹صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۷۰آن نرگس بیمار، عجب هوش ربایی است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۷۱هر نخل مصیبت علم راهنمایی است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۷۲بی روی تو چشم از همه خوبان نتوان بست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۷۳در عالم بالاست تماشایی اگر هست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۷۴در هر جگری شوری ازین گرم نفس هست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.