پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷۱

هر نخل مصیبت علم راهنمایی است

هر نوحه ازین قافله آواز درایی است

دست تو اگر نیست نگارین ز علایق

این عقده هستی گره بند قبایی است

تا در پی دنیای خسیس است دل تو

دل نیست در آغوش ترا، کاهربایی است

هر چیز ز دنیای دنی رو به تو آرد

مغرور مشو، کز پی تنبیه، قفایی است

رزق تو گر از خوان فلک شد غم روزی

غافل مشو از شکر، که این نیز غذایی است

در هر چه به رغبت نگری راهزن توست

بر هر چه کنی پشت، ترا راهنمایی است

خاری که درین مرحله بیکار نماید

از آبله پای طلب عقده گشایی است

در مشرب جمعی که مهیای رحیلند

هر رنجش بیجای فلک، لطف بجایی است

هر ناله و آهی که ز خود پیش فرستد

از خویش برون آمده را خانه خدایی است

ما حوصله درد نداریم، وگرنه

هر درد که قسمت شود از غیب، دوایی است

از فقر مکن شکوه که آزاده روان را

بی برگی ایام، عجب برگ و نوایی است

صائب چه کند سینه خود را نکند چاک؟

با حوصله تنگ، غم عشق بلایی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۷۳در عالم بالاست تماشایی اگر هست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۷۴در هر جگری شوری ازین گرم نفس هست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۷۵بی دادرس آن کس که فغان چون جرسش هست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۷۶خام است شرابی که در او غلغله ای هست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۷۷در نقطه خاک است نهان، گر خبری هست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۷۸در زیر فلک نیست اگر همنفسی هست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۷۹هر خال ترا زیر نگین ملک جمی هست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۸۰با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.