پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷۴

در هر جگری شوری ازین گرم نفس هست

چون صبح، مرا حق نفس بر همه کس هست

اندیشه آزاد شدن فال غریبی است

آن را که خیابان گل از چاک قفس هست

گلبانگ نشاط از دل مجنون نشود کم

چندان که درین بادیه آواز جرس هست

گر نیست مرا در حرم تنگ شکر، بار

سامان به سر دست زدن همچو مگس هست

صائب نشود پخته به خورشید قیامت

در میوه هر دل که رگ خام هوس هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۷۶خام است شرابی که در او غلغله ای هست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۷۷در نقطه خاک است نهان، گر خبری هست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۷۸در زیر فلک نیست اگر همنفسی هست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۷۹هر خال ترا زیر نگین ملک جمی هست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۸۰با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۸۱دلبستگی خلق به عمر گذران چیست؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۸۲خورشید نقاب رخ چون یاسمن کیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۸۳گر دل نکشد دست ز زلف تو عجب نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.