پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۶۷

هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است

هر روز ازین ماه مبارک شب عیدی است

هر آه جگرسوز که از سینه برآید

در دامن صحرای جزا سایه بیدی است

هر نوع شکستی که ترا روی نماید

چون موج درین بحر پر و بال جدیدی است

تا خلوت یوسف که صبا راه ندارد

از دیده یعقوب عجب راه سفیدی است

در دامن دشتی که تو می می کشی امروز

هر لاله او شمع سر خاک شهیدی است

صائب اگرت دیده بیدار نخفته است

در پرده شبگیر عجب صبح امیدی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶۹صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۷۰آن نرگس بیمار، عجب هوش ربایی است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۷۱هر نخل مصیبت علم راهنمایی است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۷۲بی روی تو چشم از همه خوبان نتوان بست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۷۳در عالم بالاست تماشایی اگر هست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۷۴در هر جگری شوری ازین گرم نفس هست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۷۵بی دادرس آن کس که فغان چون جرسش هست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۷۶خام است شرابی که در او غلغله ای هست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.