فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۱ عقل را گوشه سرایی هست
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۲ در خون کشد نظر را حسنی که بی حجاب است
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۳ از خودگذشتگان را آیینه بی غبارست
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۴ از خود گذشتگان را آیینه بی غبارست
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۵ موج سراب دنیا، شمشیر آبدارست
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۶ از غیرت رکابت از دیده خون روان است
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۷ از غیرت رکابت از دیده خون روان است
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۸ بود و نمود عاشق، از آب و تاب حسن است
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۹ هم بلبل است خندان، هم باغبان شکفته است
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۰ در جوش لاله و گل، دیوانه را عروسی است
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۱ هر خار این گلستان مفتاح دلگشایی است
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۲ تن پرور از شهادت گر سر کشد عجب نیست
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۳ مرا از تیره بختی شکوه بیجاست
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۴ کجا میل کبابم در شراب است؟
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۵ به چشمم بی تو گلشن خارزارست
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۶ شراب نامرادی بی خمارست
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۷ فلک نیلوفر دریای عشق است
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۸ خوشم با ناله خود، دم همین است
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۹ ز نغمه تا خدا یک کوچه راه است
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۰ به چشم من فلک یک چشمخانه است
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۱ نه هر تن لایق تشریف شاهی است
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۲ در خودآرایی خطرها مضمرست
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۳ همت ما را مکانی دیگرست
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۴ وقت ما از ساغر و مینا خوش است
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۵ از نظر هرگز خیالش دور نیست
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۶ تا نافه زلف مجلس آراست
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۷ شد آب و هنوز در حجاب است
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۸ پیغام، نمکچش وصال است
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۹ بی یار بهار دلنشین نیست
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۰ چینی که طراز جبهه یارست
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۱ از وصل صدف گهر گریزان است
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۲ از حسن تو جیب خاک پر ماه است
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۳ لطف بتان جانگدازتر ز عتاب است
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۴ حلقه گوش تو گوشواره صبح است
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۵ حلقه آه مرا سپهر نگین است
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۶ زیر بال است پناهی که مراست
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۷ خود به خود چشم تو در گفتارست
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۸ ترک چشم مخمورش مست ناتوانیهاست
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۹ شود چو غنچه سخن پیشه، شیشه شیشه شراب است
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۰ مرهم کافور خلق پرده صد نشترست
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۱ غباری بجا از زمین مانده است
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۲ زمین نقش پایی است بر آستانت
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۳ آیینه را سیاه کند با غبار بحث
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۴ بر رخ ممکن بود پیوسته گرد احتیاج
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۵ چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۶ نیست روی عرق آلود به گوهر محتاج
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۷ داغ ما نیست به دلسوزی یاران محتاج
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۸ نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۹ نیست یک گوهر سیراب به اندازه موج
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۰ به داغ عشق نباشد مرا جگر محتاج
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۱ تا چند آه سرد کشی ز آرزوی گنج؟
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۲ آن گنج خفی در دل ویرانه زند موج
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۳ دور کن از دل هوس در پیرهن اخگر مپیچ
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۴ بی شهادت زینهار از تیغ جانان سرمپیچ
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۵ لب پیاله گزیدی سر از خمار مپیچ
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۷ لب هیچ و دهان هیچ و کمر هیچ و میان هیچ
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۸ در جبین کس نمی بینیم انوار صلاح
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۹ تا به کی همچون سگان گیرد ترا در خواب، صبح؟
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۰ قرص خورشیدست اول لقمه مهمان صبح
متن اشعار به نقل از گنجور.