پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲۹

هم بلبل است خندان، هم باغبان شکفته است

دیگر چه گل ندانم در گلستان شکفته است

یارب که می خرامد بیرون ز خانه کامروز

هر جا گل زمینی است تا آسمان شکفته است

جان می دهد به عاشق روی عرق فشانش

از آب خضر گویا این گلستان شکفته است

از تنگنای غم دل بیرون نیاید آسان

خون خورده غنچه عمری تا یک دهان شکفته است

خمیازه نشاط است روی گشاده گل

ورنه که از ته دل در این جهان شکفته است؟

از خنده برق را نیست مانع هجوم یاران

در عین گریه ما را دل همچنان شکفته است

از خصم خنده رویی برق جگر گدازست

ایمن مشو به رویت گر آسمان شکفته است

چون دل گرفته باشد ماتم سراست عالم

ورزان که دل شکفته است صائب جهان شکفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۳۱هر خار این گلستان مفتاح دلگشایی است
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳۲تن پرور از شهادت گر سر کشد عجب نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۳۳مرا از تیره بختی شکوه بیجاست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳۴کجا میل کبابم در شراب است؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۵به چشمم بی تو گلشن خارزارست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳۶شراب نامرادی بی خمارست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳۷فلک نیلوفر دریای عشق است
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳۸خوشم با ناله خود، دم همین است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.