پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۳۳

مرا از تیره بختی شکوه بیجاست

که عنبر نیل چشم زخم دریاست

ز دلتنگی، سواد دیده مور

مرا پیش نظر دامان صحراست

خمار نامرادی هوش بخش است

شراب کامرانی غفلت افزاست

نباشد قانعان را درد نایافت

دل خرسند را جنت مهیاست

چو مرجان رزق ما خون است، هر چند

عنان بحر در سرپنجه ماست

جهان در دیده اش آیینه زاری است

به نور عشق هر چشمی که بیناست

بر آن صاحب سخن رحم است صائب

که دخلش منحصر در دخل بیجاست!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۳۵به چشمم بی تو گلشن خارزارست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳۶شراب نامرادی بی خمارست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۳۷فلک نیلوفر دریای عشق است
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳۸خوشم با ناله خود، دم همین است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۹ز نغمه تا خدا یک کوچه راه است
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۴۰به چشم من فلک یک چشمخانه است
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۴۱نه هر تن لایق تشریف شاهی است
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۴۲در خودآرایی خطرها مضمرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.