پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۱

نه هر تن لایق تشریف شاهی است

شهادت آل تمغای الهی است

سر آزاده تاج زرنگارست

دل آسوده تخت پادشاهی است

بود آزادگی در ترک دنیا

در اینجا فلس ماهی دام ماهی است

سواد فقر را در دیده جاده

که جای آب حیوان در سیاهی است

به هر محفل که دمسردی در او هست

دل روشن چراغ صبحگاهی است

برون آرد نکویان را خط از شرم

خط مشکین برات خوش نگاهی است

گناهی را که در دیوان رحمت

نمی بخشند صائب بیگناهی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۴۳همت ما را مکانی دیگرست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۴۴وقت ما از ساغر و مینا خوش است
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۴۵از نظر هرگز خیالش دور نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۴۶تا نافه زلف مجلس آراست
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۴۷شد آب و هنوز در حجاب است
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۴۸پیغام، نمکچش وصال است
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۴۹بی یار بهار دلنشین نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۵۰چینی که طراز جبهه یارست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.