پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۳

همت ما را مکانی دیگرست

آسمان را آسمانی دیگرست

لطف او در پرده دارد چشم را

مغز او را استخوانی دیگرست

گو اجل این جان رسمی را برد

زندگی ما را به جانی دیگرست

آه ازان قاتل که لوح کشتگان

بهر تیغ او فسانی دیگرست

در بساط آسمان راحت مجوی

این متاع کاروانی دیگرست

چند بتوان دید ماه عید را؟

نوبت ابرو کمانی دیگرست

حسن هر ساعت به رنگی می شود

شعله را هر دم زبانی دیگرست

باغبان را می توان با زر فریفت

شرم بلبل باغبانی دیگرست

در زمین خشک کشتی رانده ایم

همت ما بادبانی دیگرست

تیغ را از زلف جوهر ساده کرد

غمزه را تیغ زبانی دیگرست

حسن دایم بوالهوس پرور بود

خس برای شعله جانی دیگرست

چون کشد صائب ز دل گلبانگ عشق؟

مرغ ما از بوستانی دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۴۵از نظر هرگز خیالش دور نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۴۶تا نافه زلف مجلس آراست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۴۷شد آب و هنوز در حجاب است
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۴۸پیغام، نمکچش وصال است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۴۹بی یار بهار دلنشین نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۵۰چینی که طراز جبهه یارست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵۱از وصل صدف گهر گریزان است
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۵۲از حسن تو جیب خاک پر ماه است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.