پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۵۱

از وصل صدف گهر گریزان است

بر حسن غریب، خانه زندان است

خلوت طلب است حسن سنگین دل

از شش جهت حرم بیابان است

زآنهاکه گذشت بر سر مجنون

بید مجنون هنوز لرزان است

در سینه پر ز ناوک من، دل

شیری است که خفته در نیستان است

دیوانه دروغگو نمی باشد

بر سنگ محک دروغ بهتان است

چون آینه هر که بینشی دارد

در چهره خوب و زشت حیران است

از روی گشاد، فیض می بارد

در خنده برق امید باران است

سررشته عمر مسندآرایان

ممدود به قدر مد احسان است

از سینه گرم آه پیرایان

تا باغ بهشت یک خیابان است

عزلت طلبی که نام می جوید

دامی است که زیر خاک پنهان است

هرگز دل اهل عشق بی غم نیست

در قطره ما همیشه طوفان است

باشند چو گوی خلق سرگردان

تا قامت چرخ همچو چوگان است

آن کس که شناخت ذوق تنهایی

از سایه خویشتن گریزان است

با خویش کسی که مغزی آورده است

چون پسته به زیر پوست خندان است

عمری است که روزگار من صائب

چون روزی اهل دل پریشان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۵۳لطف بتان جانگدازتر ز عتاب است
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۵۴حلقه گوش تو گوشواره صبح است
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۵۵حلقه آه مرا سپهر نگین است
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵۶زیر بال است پناهی که مراست
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۵۷خود به خود چشم تو در گفتارست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۵۸ترک چشم مخمورش مست ناتوانی‌هاست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵۹شود چو غنچه سخن پیشه، شیشه شیشه شراب است
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶۰مرهم کافور خلق پرده صد نشترست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.