پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶۰

مرهم کافور خلق پرده صد نشترست

صندل این ناکسان گرده دردسرست

نیست جدایی ز هم حلقه زنجیر را

حادثه روزگار از پی یکدیگرست

گرم عنانان شوق زیر فلک نیستند

اخگر افسرده را خاک سیه بر سرست

بی نظر اعتبار پرده خواب است چشم

بی سخن حق نفس رشته بی گوهرست

غنچه امید را، قفل دل تنگ را

هست کلیدی اگر، در بغل محشرست

چشم و در سیر را، نیست به نعمت نیاز

کاسه ما فربه است، کیسه اگر لاغرست

نیست به می احتیاج حسن گلوسوز را

آینه بی غبار دشمن روشنگرست

میکده باغ بهشت، کوثر او جام می

ساقی شمشاد قد، سرو لب کوثرست

دل ز هوس پاک کن، فیض گشایش ببین

هر چه درون دل است، قفل برون درست

تن به حوادث گذار صائب اگر پخته ای

کآبله چون پخته شد روزی او نشترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶۲زمین نقش پایی است بر آستانت
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۶۳آیینه را سیاه کند با غبار بحث
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۶۴بر رخ ممکن بود پیوسته گرد احتیاج
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۶۵چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶۶نیست روی عرق آلود به گوهر محتاج
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۶۷داغ ما نیست به دلسوزی یاران محتاج
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۶۸نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶۹نیست یک گوهر سیراب به اندازه موج
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.