پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶۸

نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج

نبود خانه آیینه به روزن محتاج

کرده ام غنچه صفت باغ خود از خانه خویش

نیستم با دل صد پاره به گلشن محتاج

غیر ازین شکوه ازان دست گهربارم نیست

که مرا کرد به دریوزه دامن محتاج

جلوه حسن ز کوته نظران مستغنی است

نیست عیسی به نظربازی سوزن محتاج

نیست موقوف طلب، همت اگر سرشارست

دامن ابر نباشد به فشردن محتاج

شاهد نقص جنون است به صحرا رفتن

شعله سرکش ما نیست به دامن محتاج

در گلستان جهان غیر دل من صائب

غنچه ای نیست که نبود به شکفتن محتاج

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۷۰به داغ عشق نباشد مرا جگر محتاج
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷۱تا چند آه سرد کشی ز آرزوی گنج؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۷۲آن گنج خفی در دل ویرانه زند موج
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۷۳دور کن از دل هوس در پیرهن اخگر مپیچ
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۷۴بی شهادت زینهار از تیغ جانان سرمپیچ
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۷۵لب پیاله گزیدی سر از خمار مپیچ
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۷۷لب هیچ و دهان هیچ و کمر هیچ و میان هیچ
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.