پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷۶

ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ

قانع شده با نقطه ز پرگار و دگر هیچ

از هر سخن نازک و هر نکته باریک

پیچیده به فکر کمر یار و دگر هیچ

در عالم افسرده ز نیکان اثری نیست

از لاله و گل مانده خس وخار و دگر هیچ

دلبستگیی نیست به کام دو جهانم

با من بگذارید غم یار و دگر هیچ

از بیخودی افتاد به جنت دل افگار

در خواب بود راحت بیمار و دگر هیچ

افسانه شیرین جهان هوش فریب است

خواب است ره آورد شب تار و دگر هیچ

در کار جهان صرف مکن عمر به امید

کافسوس بود حاصل این کار و دگر هیچ

یک چشم گرانخواب بود دایره چرخ

حرفی است بجا از دل بیدار و دگر هیچ

از زاهد شیاد مجو مغز که این پوچ

ریش است و همین جبه و دستار و دگر هیچ

بی ذکر، شود تار نفس رشته زنار

محکم سر این رشته نگه دار و دگر هیچ

دل باز چو شد، باز شود مشکل عالم

یک عقده سخت است بر این تار و دگر هیچ

از بنده دنیا نپذیرند عبادت

بردار دل از عالم غدار و دگر هیچ

صائب ز خوشیها که درین عالم فانی است

ماییم و همین لذت دیدار و دگر هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۷۸در جبین کس نمی بینیم انوار صلاح
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷۹تا به کی همچون سگان گیرد ترا در خواب، صبح؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸۰قرص خورشیدست اول لقمه مهمان صبح
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۸۱چاک خواهد سربرآورد از گریبانم چو صبح
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۸۲عاشق صادق بود گر پاکدامان همچو صبح
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸۳خرده انجم ندارد رونقی در کوی صبح
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸۴گر نه از فتنه ایام خبر دارد صبح
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۸۵نکشیدیم شرابی به رخ تازه صبح
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.