پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۸۱

چاک خواهد سربرآورد از گریبانم چو صبح

رفته رفته می کند گل داغ پنهانم چو صبح

سینه ام از خاکمال گرد کین بی نور نیست

در صفا سر حلقه نیکان و پاکانم چو صبح

بی تکلف باز کن بند نقاب سینه را

عاشق صادق کن از لطف نمایانم چو صبح

من که نور صدق می تابد ز گفتارم، چرا

شمع کافوری نسوزد در شبستانم چو صبح؟

عیسی از خط شعاعی رشته تابی گو مکن

جنگ دارد با رفو چاک گریبانم چو صبح

صائب از روزی که آن خورشید رو را دیده ام

خوشه خوشه اشک می ریزد به دامانم چو صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۸۳خرده انجم ندارد رونقی در کوی صبح
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۸۴گر نه از فتنه ایام خبر دارد صبح
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸۵نکشیدیم شرابی به رخ تازه صبح
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۸۶می زند موج پریزاد، صنمخانه صبح
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۸۷خاک از خواب عدم جست ز بیداری صبح
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸۸گر به اخلاص رخ خود به زمین سایی صبح
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸۹نمک به دیده غفلت کن از سفیده صبح
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹۰منه چو ساده دلان دل به کامرانی صبح
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.