پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۹۰

منه چو ساده دلان دل به کامرانی صبح

کی طی شود به دو دم پیری و جوانی صبح

زمان شادی افلاک را دوامی نیست

به قدر مد شهاب است شادمانی صبح

کند ز باده گران رطل خویش را دل شب

کسی که با خبرست از سبک عنانی صبح

شمرده دار نفس در حریم ساده دلان

که می پرد ز نفس رنگ ارغوانی صبح

سپهر سفله سخی با گشاده رویان است

بود ز خرده انجم گهر فشانی صبح

مشو ز صحبت پیران زنده دل غافل

که نیست یک دو نفس بیش زندگانی صبح

دلت کباب ز خورشید طلعتی نشده است

چه لذت است ترا از نمک فشانی صبح؟

ترا که نیست امیدی به خواب رو صائب

که تلخ کرد مرا خواب، دیده بانی صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۹۲دهد به روزن اگر نور، مهر تابان طرح
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۹۳زان پیشتر که تیغ کشد آفتاب صبح
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۹۴آفاق را کند به نفش مشکبار صبح
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹۵از بس مکدرست درین روزگار صبح
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۹۶لبریز از می شفق کن ایاغ صبح
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۹۷از قرص آفتاب تهی نیست خوان صبح
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۹۸روشندلان به هر که رسیدند همچو صبح
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹۹دل زنده می کند نفس جانفزای صبح
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.