پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۹۳

زان پیشتر که تیغ کشد آفتاب صبح

رطلی به گردش آر گرانتر ز خواب صبح

فرصت غنیمت است، به دست دعا بشوی

داغ سیه گلیمی خود را به آب صبح

سر عشر این کلام مبین است آفتاب

زنهار بر مدار نظر از کتاب صبح

از باغ صبح خنده خشکی شنیده ای

چون شیشه غافلی ز شمیم گلاب صبح

بر عیش دل مبند که کم عمری نشاط

روشن بود ز خنده پا در رکاب صبح

آسوده است عاشق صادق ز بیم حشر

پاک است از غبار خیانت حساب صبح

صافی رسیده است به جایی که می کند

مهر از بیاض سینه من انتخاب صبح

از بوی گل اگر چه سبکروح تر شدم

در چشم روزگار گرانم چو خواب صبح

صائب سری برآر و تماشای فیض کن

سگ نیستی، چه مرده ای از بهر خواب صبح؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۹۵از بس مکدرست درین روزگار صبح
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۹۶لبریز از می شفق کن ایاغ صبح
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۹۷از قرص آفتاب تهی نیست خوان صبح
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹۸روشندلان به هر که رسیدند همچو صبح
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۹۹دل زنده می کند نفس جانفزای صبح
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۰۰زان پیش کآفتاب بگیرد گلوی صبح
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۰۱مهره مارست مهر، مار گزیده است صبح
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۰۲تا بر لب تو افتاد چشم ستاره صبح
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.