پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰۲

تا بر لب تو افتاد چشم ستاره صبح

شد آب از خجالت قند دوباره صبح

از سرمه دل شب روشن شود چراغش

هر کس ز خواب خیزد پیش از ستاره صبح

تا آتشین نکرده است از آفتاب پستان

آبی به روی خود زن ای شیرخواره صبح

نقد حیات خود را صرف پری رخان کن

کز وصل آفتاب است عمر دوباره صبح

در سینه های صاف است دلهای زنده را جای

خورشید شیر مست است در گاهواره صبح

در بحر و بر عالم شبها دلیل گردد

چشمی که شد چو انجم محو نظاره صبح

پیران صاف طینت رای صواب دارند

صائب مگرد غافل از استشاره صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۰۴دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخ
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰۵مستمع را کام ناگردیده از دشنام تلخ
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۰۶مکن دراز به طعن فلک زبان گستاخ
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۰۷اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخ
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۰۸مکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخ
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۰۹وقت است بگذریم چو موج از شراب تلخ
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۱۰شد زسر گردانی من بس که حیران گردباد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۱۱از لب منصور راز عشق بر صحرا فتاد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.