پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰۴

دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخ

قند باشد در دهان مردم بیمار تلخ

می کشد از لطف عاشق تلخی زهر عتاب

باده شیرین بود در مشرب خمار تلخ

تلختر باشد رهین منت سوزن شدن

بر تهی پایان بود هر چند زخم خار تلخ

کام هر کس را که از اقبال شیرین کرد چرخ

چشم تا بر هم زنی می سازد از ادبار تلخ

شش جهت شان عسل شد گرچه از زنبور من

شد ز حرف تلخ گوشم چون دهان مار تلخ

نیست بر کوتاه بینان وضع دنیا ناگوار

باشد این خواب پریشان بر اولوالابصار تلخ

می خورد ابروی او در وسمه خون خویش را

زنگ باشد بر دل شمشیر جوهردار تیغ

نیشکر بعد از شکستن می شود شاخ نبات

از شکست خلق روی خود مکن زنهار تلخ

می کند بر دیده قانع به شکرخواب امن

سایه بال هما را سایه دیوار تلخ

تا زبان خامه صائب سخن پرداز شد

طوطیان را حرف شیرین گشت در منقار تلخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۰۶مکن دراز به طعن فلک زبان گستاخ
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰۷اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخ
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۰۸مکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخ
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۰۹وقت است بگذریم چو موج از شراب تلخ
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۱۰شد زسر گردانی من بس که حیران گردباد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱۱از لب منصور راز عشق بر صحرا فتاد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۱۲خال موزون است هر جا بر رخ دلبر فتاد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۱۳بهر گندم از بهشت آدم اگر بیرون فتاد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.