پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰۹

وقت است بگذریم چو موج از شراب تلخ

بیرون کشیم گوهر خود را ز آب تلخ

کوثر چو سرو جا دهدش در کنار خود

هر کس گذشته است درین نشأه ز آب تلخ

اینجا به آب توبه ز لب زنگ می بشوی

در حشر مشنو از لب رضوان جواب تلخ

شکر به زهر و نوش به نشتر که داده است؟

از دل مبر حلاوت ایمان به آب تلخ

نه خوردنت به وقت و نه خوابت به جای خویش

چون زنده مانده ای تو به این خورد و خواب تلخ؟

دل را مسوز ز آتش عصیان که رم کند

در پیش سگ اگر فکنی این کباب تلخ

صائب بریز اشک که در آفتاب حشر

خواهد گرفت دست ترا این گلاب تلخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۱۱از لب منصور راز عشق بر صحرا فتاد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۱۲خال موزون است هر جا بر رخ دلبر فتاد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۱۳بهر گندم از بهشت آدم اگر بیرون فتاد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۱۴ترک جانان چون توان از تیغ بی زنهار داد؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۱۵حسن خواهد رفت و داغت بر جگر خواهد نهاد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱۶تا ز خط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۱۷بر دل خود هر که چون فرهاد کوه غم نهاد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۱۸مرگ عاشق بی شمار آن سیمبر دارد به یاد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.