پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۱۵

حسن خواهد رفت و داغت بر جگر خواهد نهاد

خواهد آمد خط و قانون دگر خواهد نهاد

از پریشانی سر زلف تو پس خم می زند

کاکلت این سرکشیها را زسر خواهد نهاد

ابرویت کاندر فنون دلربایی طاق بود

گوشه ای خواهد شد و دستی به سر خواهد نهاد

چشم صیادت که آهو را نیاوردی به چشم

دام از بی حاصلی در هر گذر خواهد نهاد

شوربختان لبت هر یک به کنجی می روند

خنده ات یک چندان دندان بر جگر خواهد نهاد

نخل قدت کز روانی عمر پیشش لنگ بود

هر قدم از ضعف دستی بر کمر خواهد نهاد

رنگ رخسارت که با گل چهره می شد در چمن

داغ رنگ زرد بر رخسار زر خواهد نهاد

شعله خویت که آتش در دل یاقوت زد

پشت دستی بر زمین پیش شرر خواهد نهاد

ساعد سیمین که بودش دلبری در آستین

آستنی از بی کسی بر چشم تر خواهد نهاد

تیغ بندان کرشمه تیغ بر همه می نهند

اشک خونین سر به دامان نظر خواهد نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۱۷بر دل خود هر که چون فرهاد کوه غم نهاد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۱۸مرگ عاشق بی شمار آن سیمبر دارد به یاد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۱۹کشتی دریایی‌ای دیدم دلم آمد به یاد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲۰غفلت دل از شراب ناب می گردد زیاد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۲۱رغبت می را کند چندان که نوشیدن زیاد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۲۲دل عبث چندین ز تقدیر الهی می تپد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲۳غم ز دل بیرون مرا کی باده احمر برد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۲۴رخت هستی زین جهان مختصر خواهیم برد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.