پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲۳

غم ز دل بیرون مرا کی باده احمر برد؟

زردی از آیینه هیهات است روشنگر برد

تلخ گویان را دهن شیرین کنم از نوشخند

بشکند چون نیشکر هر کس مرا، شکر برد

بر سبکباران بود موج خطر باد مراد

کف سلامت کشتی از دریای بی لنگر برد

هر که سازد همچو غواصان نفس در دل گره

از محیط تلخرو دامان پر گوهر برد

اهل دولت نیست ممکن ترک خودبینی کنند

زنگ ازین آیینه نتوانست اسکندر برد

در خزان بی برگ دیدن گلستان را مشکل است

مرغ زیرک در بهاران سر به زیر پر برد

با دل پرخون من ای تندخو کاوش مکن

صرفه هیهات است آتش زین کباب تر برد

خاکیان اکثر گرفتارند در بند جهات

تا که بیرون مهره خود را ازین ششدر برد؟

نیست کار مرغ صائب سینه بر آتش زدن

نامه ما را به آن بدخو مگر صرصر برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲۵از حریم ما سخن چین چون سخن بیرون برد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۲۶آب شد دل تا به آن شیرین شمایل راه برد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۲۷هرکه با خود درد و داغ دل‌سِتان را می‌برد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲۸زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۲۹جنبش مژگان حضور از دیده و دل می برد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۳۰عشق اول ناتوانان را به منزل می برد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳۱از فسون عالم اسباب خوابم می‌برد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳۲شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.