پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲۶

آب شد دل تا به آن شیرین شمایل راه برد

خواب در ره کی کند هر کس به منزل راه برد؟

دیدن منزل قرار از راه پیما می برد

جسم زندان گشت بر جان تا به قاتل راه برد

با هزاران چشم، سرگردان بود چرخ و مرا

با دو چشم بسته می باید به منزل راه برد

دارد آتش زیرپای خویش در مهد زمین

تا سپند بیقرار من به محفل راه برد

چون جرس شد سینه صدچاک من زندان او

ناله بیطاقت من تا به محمل راه برد

بیخودی آسوده کرد از بازگشت تن مرا

در محیط بیکران نتوان به ساحل راه برد

نیستم نومید با غفلت زحسن عاقبت

تا ره خوابیده را دیدم به منزل راه برد

در جهان آب و گل هر کس به دل برد التجا

در محیط پر خطر صائب به ساحل راه برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲۸زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۲۹جنبش مژگان حضور از دیده و دل می برد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۳۰عشق اول ناتوانان را به منزل می برد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۳۱از فسون عالم اسباب خوابم می‌برد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۳۲شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۳۳چشم خونبارم گرو ز ابر بهاری می برد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳۴وسعت مشرب زدل اندیشه فردا نبرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳۵از شکست من دم تیغ تغافل می‌پرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.